<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://silentcity.loxblog.com</title>
<link>https://silentcity.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>آموزش ایجاد و یا حذف بخش ادامه مطلب</title>
<link>https://silentcity.loxblog.com/آموزش-ایجاد-و-یا-حذف-بخش-ادامه-مطلب</link>
<guid>https://silentcity.loxblog.com/آموزش-ایجاد-و-یا-حذف-بخش-ادامه-مطلب</guid>

<description><![CDATA[
برای قرار دادن بخش ادامه مطلب در وبلاگ ، در همان بخشی که مطلب خود را ارسال میکنید ، در قسمت پایین کادر قبل از انتخاب نوع نظر خواهی ،&nbsp; یک لینک کوچک وجود دارد که با زدن این لینک یک کادر شبیه به کادر بالا در همان صفحه باز میشود و شما در آن صفحه دو کادر را خواهید دید
هر آنچه که در کادر بالا وارد کنید در صفحه وبلاگ نمایان خواهد شد
و هر چیزی که در کادر پایینی وارد شود بیننده بعد از کلیک روی ادامه مطلب میتواند به مطالب شما دسترسی پیدا کند
ادامه مطلب در وبلاگ ها هم از حجیم شدن وبلاگ میکاهد و سرعت باز شدن وبلاگ را بیشتر میکند
و هم اینکه آمار بازدید کنندگان وبلاگ نیز افزایش میابد]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 02:28:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>موزش استفاده از كدهای تغییر شكل موس</title>
<link>https://silentcity.loxblog.com/موزش-استفاده-از-كدهای-تغییر-شكل-موس</link>
<guid>https://silentcity.loxblog.com/موزش-استفاده-از-كدهای-تغییر-شكل-موس</guid>

<description><![CDATA[
کد تغییر شکل موس ، موس شما و همه بینندگان وبلاگ را به شکلی که شما دوست دارید درخواهد آورد
ولی کد تغییر شکل موس را فقط و فقط باید در قالب اصلی وبلاگ خود وارد کنید
برای اینکه از این کد استفاده کنید ابتدا  اینجا کلیک کرده و کد موس خود را انتخاب کنید
کد موس مورد نظر را به طور کامل انتخاب کرده و راست کلیک کنید و گزینه Copy را فشار دهید
حالا این صفحه را رها کرده و به بخش ویرایش قالب در قسمت مدیریت وبلاگ خود بروید
&raquo; ویرایش قالب
به هیچ کدام از کدهای داخل کادر باز شده دست نزنید
فقط به قسمت پایانی کدها بروید ، آخرین کدی که در این صفحه وجود دارد &lt;html/&gt; میباشد
قبل از کد &lt;html/&gt; نشانه گر خود را قرار داده و یک بار اینتر کنید و کد &lt;html/&gt; را یک خط پایین تر بیاورید
اکنون نشانه گر موس خود را به قسمت خالی شده یعنی خط بالایی که ثانیه ای پیش اینتر کردید قرار دهید
همینجا راست کلیک کرده و گزینه Paste را فشار دهید
اکنون دکمه ثبت و بازسازی وبلاگ را فشار داده و قالب خود را ثبت کنید
کد تغییر شکل موس شما ثبت شد و شکل موس شما به شکل جدیدی در آمد]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 02:28:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آموزش استفاده از تصاویر زیباسازی وبلاگ بین متن ها</title>
<link>https://silentcity.loxblog.com/آموزش-استفاده-از-تصاویر-زیباسازی-وبلاگ-بین-متن-ها</link>
<guid>https://silentcity.loxblog.com/آموزش-استفاده-از-تصاویر-زیباسازی-وبلاگ-بین-متن-ها</guid>

<description><![CDATA[
استفاده از تصاویر زیبا سازی وبلاگ در بین مطالبی که در وبلاگتان قرار میدهید امکان پذیر است
چنانچه قرار دادن مطالب در وبلاگ را نیاموخته اید  اینجا کلیک کنید ودر قسمت آموزشی مقدماتی ، آموزش ارسال مطلب در وبلاگ را مطالعه نمایید
همین سایتی كه هم اكنون در آن هستید شامل هزاران تصویر را برای زیباساختن وبلاگ های شما عزیزان طراحی و جمع آوری کرده است که میتوانید از منوی كنار به بخش تصاویر زیباسازی وبلاگ مراجعه کنید
استفاده از این تصاویر به این شکل است که شما باید در کنار تصویری که میخواهید در وبلاگ خود استفاده کنید دو یا سه بار متوالی کلیک کنید تا تصویر مورد نظر به رنگ آبی در آید و انتخاب شود
بعد بر روی همان تصویر راست کلیک کرده و گزینه Copy  را فشار دهید
سپس به بخشی که مطالب خود را نوشته اید بروید
هرکجای متن که میخواهید تصویر زیباسازی مورد نظرتان قرار گیرد کلیک کنید ( مثلا بین نوشته هایتان ) تا نشانه گر موس آنجا قرار گیرد.
سپس راست کلیک کرده و گزینه Paste را فشار دهید
همانطور کا مشاهده میکنید تصویر زیباسازی در جایی که میخواستید قرار گرفت
حالا هنگامی که این مطلب را ثبت کنید میبینید که تصویر زیباساز وبلاگ در وبلاگ شما به زیبایی قرار گرفته است
از سایت های غیر معتبر برای استفاده از كدها و تصاویر زیباسازی استفاده نكنید
زیرا استفاده بیش از حد كاربران باعث سنگین شدن سایت و پرداخت هزینه های سنگین توسط مدیر سایت است
اما سایت پیچك از هم اكنون بر روی سرور های قدرتمندی قرار دارد و هرچقدر هم استفاده كاربران بالا باشد
هرگز تصاویر و كدهای این سایت از دسترس خارج نخواهد شد
موفق باشید.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 02:28:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>افزایش آمار بازدید</title>
<link>https://silentcity.loxblog.com/افزایش-آمار-بازدید</link>
<guid>https://silentcity.loxblog.com/افزایش-آمار-بازدید</guid>

<description><![CDATA[
ه نام خدا و با سلام
باتوجه به نیاز جامعه وبلاگ نویس به افزایش بازدید وبلاگ
بر آن شدیم مراحل افزایش بازدید کننده ویژه وبلاگ های فارسی را مرحله به مرحله از ابتدا تا پربازدید شدن وبلاگ آموزش دهیم .
اولین قدم برای شروع همیشه یک ایده و موضوع خوب برای شروع بوده و خواهد بود ، بلافاصله بعد از ایده پردازی نیاز به انتخاب یک اسم برای وبلاگ داریم .
انتخاب اسم یکی از مراحل مشکل اما بسیار مهم است ، اسم انتخابی بهتر است تا حد امکان با موضوع و ایده شما ارتباط داشته باشد .
تا حد امکان کوتاه و بدون کاراکتر های اضافی نظیر علامت منها - ، اعداد و غیره باشد .
بعد از انتخاب اسم مناسب وبلاگ را در یکی از سرویس دهنده های ارائه دهنده وبلاگ ثبت کنید .
در انتخاب سرویس دهنده دقت کنید ، بهتر است از سرویس دهنده های قدیمی استفاده کنید که وبلاگتان دچار قطعی نشود یا بعد از مدتی مطالب از بین نرود .
بلاگفا ، پرشین بلاگ ، میهن بلاگ و بلاگ اسکای میتواند گزینه های بهتری نسبت به سرویس دهنده های دیگر باشد  .
در وبلاگی که ایجاد کردید فعلا فقط یک مطلب درج کنید و سعی کنید بعد از ثبت وبلاگ از بروزرسانی های مکرر خودداری کنید تا وبلاگتان را در گوگل ثبت کنید .
بعد از ثبت وبلاگ در موتورهای جستوجو اقدام به بروز رسانی کنید که برای این بخش هم آموزش هایی هست که در ادامه عرض می کنم .
آموزش ثبت وبلاگ در گوگل :
برای ثبت وبلاگ خود در گوگل وارد لینک زیر شوید .
  http://www.google.com/intl/fa/add_url.html
در قسمت
:URL - آدرس
آدرس وبلاگ خود را به این صورت وارد کنید (http://nameblog.servisblog.com)
در قسمت nameblog آدرس وبلاگ و در قسمت servisblog.com آدرس سرویس دهنده باید نوشته شود .
سپس روی گزینه (نشانی وب را به فهرست بیفزا) کلیک کنید ، بهتر است در دو روز این عملیات را انجام دهید .
یک هفته تا ده روز طول میکشد تا وبلاگ شما در موتورهای جستوجو وارد شود ، برای تست اینکه وبلاگتان در گوگل ثبت شده یا خیر این عبارت را در گوگل جستوجو کنید .
site:http://nameblog.servisblog.com
در قسمت nameblog آدرس وبلاگ و در قسمت servisblog.com آدرس سرویس دهنده باید نوشته شود .
بعد از اینکه وبلاگ در گوگل ثبت شد کار افزایش آمار  بازدید را شروع کنید ، قبل از آن هر اقدامی تقریبا بی فایده است .
انتخاب  قالب وبلاگ :
طرح قالب وبلاگ یکی از مهمترین عوامل برای حفظ بازدید کننده ای است که وارد وبلاگ شما شده است.
طرح قالب بهتر است متناسب با مطالب در نظر گرفته شود تا به سلیقه شخصی
این نکته بسیار مهم است ، بیننده هایی که وارد وبلاگتان می شوند را نباید آسان از دست دهید .
از پیغام های خوش آمد گویی در ورود و خداحافظی از کاربر در هنگام خروج پرهیز کنید.
نحوه بروز رسانی مطالب (بسیار مهم):
بعد از اینکه مطمئن شدید وبلاگتان در موتور جستوجوی گوگل ثبت شده می بایست به نحوه بروز رسانی وبلاگتان بیندیشید .
سعی کنید از کپی کردن مطالب از سایت ها و وبلاگ ها پرهیز کنید و یا حداقل مطالب را دستکاری کنید چون گوگل متوجه می شود که مطالب کپی شده و امتیازی برای وبلاگتان در نظر نمی گیرد .
هنگام کپی مطالب ابتدا همه مطلب را در یک فایل notepad قرار دهید ، فایل نت پد در تمامی ویندوز ها وجود دارد .

از منوی استارت &gt; all programs &gt; سپس گزینه Accessories &gt; و سپس فایل نت پد Notepad
اما این سوال ایجاد می شود که این چه کمکی به مطلب وبلاگ میکند !؟ بسیاری از سایت ها در متن خود از لینک استفاده می کنند و وقتی شما مطلب را مستقیم از سایتی بردارید و در وبلاگتان قرار دهید .
گوگل دقیقا متوجه می شود که مطلب کپی است و از کجا کپی شده ، اما وقتی مطلب را در این فایل قرار دهید و بلافاصله همان مطلب را از این فایل کپی کرده و در وبلاگ درج کنید .
لینک ها و کدهای اضافی که در متن به صورت مخفی وجود دارد حذف می شود و مطلب خالص را در وبلاگتان درج میکنید ، حتما مطالب را نیز ویرایش کنید و برخی کلمات را تغییر دهید که کپی بودن مطلب از نظر گوگل مشخص نشود .
چنانچه مطلب شما عکس و تصویر نیست و فقط متن است ، برای متن خود یک تصویر انتخاب کنید ، که بالای مطلب قرار دهید و تا حد امکان تصویر با موضوع متن همخوانی داشته باشد .
این کار باعث شیک شدن وبلاگ و جذب بازدید کننده می شود .
سعی کنید از درج تصاویر بسیار بزرگ یا بسیار کوچک خود داری کنید .
عرض تصویر بهتر است 400 پیکسل باشد ، در صورت امکان گوشه تصویر آدرس وبلاگ خود را کوچک درج کنید .
این کار نشان می دهد که مطلب اختصاصی برای وبلاگ شما آماده شده و بیننده نمیتواند مطلب را در سایت یا وبلاگ دیگری پیدا کند .
از درج متن با سایز بزرگ در عکس پرهیز کنید چرا که زیبایی تصویر بسیار مهم است .
هم اکنون تمام سرویس دهنده های وبلاگ این امکان را دارند که مطلب را با تنظیم ساعت و تاریخ توسط کاربر، در آینده نمایش دهند .
سعی کنید از این امکان بهرمند شوید ، مطلب را طوری تنظیم کنید که ساعت 3 الی 5 بامداد در وبلاگ درج شود .
اما علت اینکار ، در این ساعات بروز رسانی وبلاگ ها به حداقل می رسد ، همیشه وبلاگ های بروز شده در صفحه اصلی سرویس دهنده درج می شود .
صفحه اول سرویس دهنده ها هم معمولا دارای پیج رنک بالا است ، پس هرچه زمان بیشتری وبلاگ شما در صفحه نخست نمایش داده شود از نظر گوگل ارزشمند تر است و پیج رنک بالاتری دریافت می کنید .
پس همیشه این نکته بسیار مهم را در ذهن داشته باشید که بهترین زمان بروز رسانی وبلاگ ها 3 الی 5 بامداد است ، سعی کنید از ساعت دقیق هم استفاده نکنید چرا که معمولا همه این کار را میکنند و در یک لحظه تعداد زیادی وبلاگ بروز می شود .
مثلا ساعت 3:12 دقیقه را انتخاب کنید که اگر تعدادی کاربر ساعت 3 وبلاگشان را بروز کرده اند وبلاگ شما بعد از اینها بروز رسانی شود و حداقل یک ساعت در صفحه اصلی سرویس دهنده باقی بماند .
از لینک در مطلبتان استفاده کنید ، برخی کلمات را انتخاب کنید و از طریق علامت زنجیر که در همه سرویس دهنده ها وجود دارد آن کلمه را به صفحه اول وبلاگتان لینک کنید .
علت اینکار این است که در صورتی که  وبلاگ های دیگر از مطالب شما کپی کنند ، گوگل متوجه این امر می شود و امتیازی به آن وبلاگ ها نمیدهد و امتیاز را برای وبلاگ شما منصوب می کند .
همچنین بیننده وبلاگ هایی که از مطالب شما کپی کرده اند ممکن است روی لینک هایی که در متن قرار دادید کلیک کنند و وارد وبلاگ شما شوند و بازدید وبلاگ شما بالاتر می رود .
پس هرگز از کدهای راست کلیک ممنوع و قفل انتخاب متن استفاده نکنید و اجازه دهید محتوی وبلاگ شما با این ترفند کپی شود و از کپی کردن ها سود ببرید .
همیشه بخشی از چند خط از متن را در بخش اصلی وبلاگ درج کنید و متن اصلی را در ادامه مطلب قرار دهید .
این روش دو حسن دارد ، اول اینکه صفحه اصلی وبلاگ شما مرتب است و شلوغ بنظر نمی رسد ، دوم اینکه بیننده هر مطلبی که دوست دارد مطالعه کند روی ادامه مطلب کلیک می کند و آمار بازدید وبلاگ شما بالاتر می رود .
وبلاگتان را پشت سر هم بروز نکنید ، از درج مطلب در آینده استفاده کنید و در هر 24 ساعت حداقل 1 مطلب و حداکثر 2 مطلب درج کنید .
به این صورت فرصت می دهید که گوگل مطالب را شناسایی کند ، چنانچه پشت سر هم مطلب را در وبلاگ قرار دهید بسیاری از مطالب در گوگل شناسایی نمی شود و زحمات شما بی ثمر باقی خواهد ماند .
هنکامی که مطلب شما کاملا آماده ارسال می شود ، از کلمات کلیدی که در هر سرویس دهنده این بخش وجود دارد استفاده کنید ، کلماتی که فکر میکنید بیشتر جستوجو می شود را وارد کنید ، هرگز در این بخش جمله وارد نکنید و فقط کلمات کلیدی حداکثر تا 3 لغت برای هر کلمه کلیدی وارد کنید .
و در مجموع بیش از پنج کلمه کلیدی انتخاب نکنید چرا که هر کلمه ای که انتخاب می شود یک صفحه ی جداگانه در وبلاگ بوجود می آید و صفحات زیاد با مطالب کم باعث سردرگمی موتورهای جستوجو می شود ، پنج کلمه کلیدی برای هر مطلب کاملا استاندارد است .
تنظیمات و آخرین نکات کلیدی :
در صفحه اصلی وبلاگ بیش از 12 مطلب قرار ندهید و در بخش تنظیمات وبلاگ ، مطالب صفحه اصلی را بین 8 الی 12 تنظیم کنید.
اجازه دهید مطالب قدیمی در صفحه آرشیو مطالب قرار بگیرند ، صفحات آرشیو از دید گوگل هرگز پنهان نیست و در نتیجه جستوجو نمایش داده می شود.
از آرشیو هفتگی استفاده نکنید ، آرشیو ماهانه بهترین گزینه است .
با هر وبلاگی تبادل لینک نکنید ، چرا که شما حرفه ای وبلاگ نویسی می کنید و می توانید امتیاز های زیادی کسب کنید ، با تبادل لینک این امتیاز را با وبلاگ دیگری تقسیم میکنید و همینطور وبلاگ مورد نظر امتیازش را با وبلاگ شما تقسیم میکند .
پس تا حد امکان فقط با وبلاگ های بهتر از خودتان تبادل لینک کنید که مطمئن هستید این تبادل لینک برای شما سودمند است.
از ابتدا انتظار بازدید چند هزارتایی را نداشته باشید و هرگز سعی نکنید با تقلب آمار وبلاگتان را بالا ببرید ، با بکار گیری این روش هایی که در این مطلب مطالعه کردید هر روز تعداد بیننده بیشتری از روز قبل خواهید داشت و آمار بازدید صعودی نشانه موفقیت شماست .
اگر همین روش را در مدت زمان طولانی انجام دهید در کمتر از یک سال وبلاگ پربازدید خواهید داشت .]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 02:28:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آموزش قرار دادن عکس در وبلاگ</title>
<link>https://silentcity.loxblog.com/آموزش-قرار-دادن-عکس-در-وبلاگ</link>
<guid>https://silentcity.loxblog.com/آموزش-قرار-دادن-عکس-در-وبلاگ</guid>

<description><![CDATA[
بعد از آپلود عکس
سیستم کدی در اختیار شما قرار میدهد
مثلا با عنوان " لینک مستقیم "
که این کد ، دقیقا کد عکس شماست که میتواند به عنوان مثال به صورت زیر باشد
 http://www.Free-Picture-Host.com/images/tn_SowYj71267957427.jpg
شما کد عکس خود را انتخاب و بر روی آن راست کلیک کنید ، سپس روی گزینه ی Copy کلیک کنید
و سپس یک صفحه اینترنتی باز کنید و در جایی که آدرس سایت را وارد میکنید کد مورد نظر را paste کنید و عکس را باز کنید
بعد از اینکه عکس شما به نمایش در آمد
بر روی عکس راست کلیک کرده و گزینه Copy را بزنید
سپس به بخش ارسال مطلب وبلاگ خود بروید
در قسمتی که می خواهید تصویر مورد نظر را قرار دهید یک چپ کلیک کنید تا نمایشگر موس در آنجا قرار گیرد
سپس از روی کیبرد ( صفحه کلید کامپیوتر )
دکمه Ctrl کنترل را نگه دارید و همانطور که این دکمه را نگه داشتید
دکمه انگلیسی V وی را فشار دهید
همانطور که مشاهده می کنید تصویر شما به نمایش در آمد
و پس از اینکه ارسال مطلب کنید ، تصویر در وبلاگ شما هم به نمایش در خواهد آمد
 پیشنهادات ما : سعی کنید از تصاویری با حجم پایین تر و با اندازه متوسط و یا کوچک استفاده کنید
که برای بیننده زودتر باز شود و بیننده وبلاگ شما زیاد منتظر نماند]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 02:28:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>الان وقتشه آقای گورسکی</title>
<link>https://silentcity.loxblog.com/الان-وقتشه-آقای-گورسکی</link>
<guid>https://silentcity.loxblog.com/الان-وقتشه-آقای-گورسکی</guid>

<description><![CDATA[

&mdash;&mdash;&mdash;&mdash;&ndash;
این داستان&nbsp;غیرواقعی&nbsp;است
&mdash;&mdash;&mdash;&mdash;&mdash;
شایعه&zwnj;ی نیل آرمسترانگ را زمانی که پا بر کره ماه گذاشت شنیده اید؛ داستان جمله&zwnj;ی کذایی &laquo;الان وقتشه آقای گورسکی&raquo; که آرمسترانگ هنگام بازگشتن به سفینه گفته است! متن این شایعه را ببینید:
شایعه:

بیستم جولای ۱۹۶۹، نیل آرمسترانگ به عنوان فرمانده&zwnj;ی ماه نشین آپولو ۱۱، اولین انسانی&zwnj; بود که بر سطح ماه قدم گذاشت. به لطف فرستنده&zwnj;های تلویزیونی اولین کلمات او به زمین مخابره و توسط میلیون&zwnj;ها نفر شنیده شدند:
&laquo;این گامی کوچک برای انسان و جهشی عظیم برای انسانیت است.&raquo; ولی&zwnj; درست پیش از بازگشت به ماه نشین، آرمسترانگ جمله&zwnj;ی معماگونه&zwnj;ی دیگری را نیز بر زبان راند: &laquo;الان وقتشه آقای گورسکی&raquo; خیلی&zwnj; از دست&zwnj;اندرکاران ناسا با شنیدن این جمله آن را نوعی کرکری خوانی با یک فضانورد رقیب روسی ارزیابی کردند. اگر چه بعد از تحقیقات معلوم شد که هیچ فضانوردی، اعم از آمریکایی&zwnj; و یا روسی به نام &ldquo;گورسکی&rdquo; در پروژه&zwnj;های فضایی آن دوران وجود نداشته است. در طول سالیان، افراد زیادی آرمسترانگ را درباره&zwnj;ی جمله &laquo;الان وقتشه آقای گورسکی!&raquo; سؤال پیچ کردند. ولی&zwnj; پاسخ آرمسترانگ همیشه تنها لبخندی بود و بس. در پنجم جولای ۱۹۹۵، در جلسه&zwnj;ی پرسش و پاسخی که بعد از یکی&zwnj; از سخنرانی&zwnj;های آرمسترانگ در فلوریدا برگزار شده بود، یکی&zwnj; از خبرنگاران دوباره این پرسش ۲۶ ساله را از آرمسترانگ پرسید. این بار در میان تعجب عمومی&zwnj;، آرمسترانگ آماده&zwnj;ی پاسخگویی بود. وی با اظهار این که آقای گورسکی فوت کرده و به همین دلیل او احساس می&zwnj;&zwnj;کند که می&zwnj;&zwnj;تواند راز این معما را فاش کند، داستان را این&zwnj;گونه برای خبرنگاران مشتاق شرح داد: یکی&zwnj; از روزهای سال ۱۹۳۸، وقتی&zwnj; که نیل کوچک پسر بچه&zwnj;ای ساکن شهرکی واقع در غرب میانه بود، به هنگام بازی بیس&zwnj;بال در محوطه پشت خانه&zwnj;شان، ضربه&zwnj;ی شدید دوستش توپ را به حیاط خانه&zwnj;ی یکی&zwnj; از همسایه&zwnj;ها می&zwnj;&zwnj;فرستد و از بخت بد توپ درست در نزدیکی&zwnj; پنجره&zwnj;ی اتاق خواب این همسایه&zwnj;ها که آقا و خانم گورسکی نام داشتند فرود می&zwnj;&zwnj;آید. آرمسترانگ جوان که یواشکی برای برداشتن توپ داخل حیاط این زوج خزیده بود، صدای فریاد خانم گورسکی را از پنجره&zwnj;ی اتاق خوابشان به وضوح می&zwnj;&zwnj;شنود: &laquo;چی&zwnj;؟ رابطه؟! آقا از من رابطه می&zwnj;&zwnj;خوان؟! خوب گوشاتو وا کن آقای گورسکی! هر وقت این پسر همسایمون تونست روی ماه راه بره تو هم می&zwnj;تونی&zwnj; &hellip;!

و اما واقعیت:این شایعه به قدری فراگیر شده که آرمسترانگ و ناسا را وادار به پاسخگویی کرده است. در لینک زیر از سایت ناسا، آرمسترانگ اعلام کرده که هیچ&zwnj;گاه چنین جمله&zwnj;ای نگفته و ناسا هم برای اطمینان خوانندگان، متن کلیه&zwnj;ی مکالمات آن روز و فیلم آن را در همین لینک منتشر کرده است:]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 02:28:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>انسان نخستینی وجود نداشته است!</title>
<link>https://silentcity.loxblog.com/انسان-نخستینی-وجود-نداشته-است</link>
<guid>https://silentcity.loxblog.com/انسان-نخستینی-وجود-نداشته-است</guid>

<description><![CDATA[
ما انسان هستیم. پدر&nbsp;،&nbsp;پدربزرگ ما&nbsp;و پدر پدر پدربزرگم چطور؟&nbsp;بدون شک آن&zwnj;ها هم انسان هستند.&nbsp;اما در مورد ۱۸۵ میلیون&nbsp;نسل قبل چطور؟&nbsp;آن دیگر انسان نیست؛&nbsp;آن یک ماهی است.&nbsp;تصور کنید که شما می&zwnj;توانید از تمامی اجداد در طول زمان عکس بگیرید&nbsp;و این عکس&zwnj;ها را روی هم قرار دهید.&nbsp;یعنی از پدرِ پدرِ پدرِ&nbsp;پدر &hellip; پدر خود.&nbsp;خوب، شما با این&zwnj; کار یه ستونی بلند از عکس ها دارید.&nbsp;ستونی به بلندی ۲ برابر قله ی اورست&nbsp;که شما&nbsp;بالای ستون هستید و&nbsp;جد بزرگ شما&nbsp;ماهی در کف ستون.
همین&zwnj;طور که در ستون عکس سیر می&zwnj;کنیم&nbsp;بیاید چند عکس را از این مجموعه بیرون بکشیم.&nbsp;هزار نسل قبل، ما فقط چند سانتی&zwnj;متر&nbsp;سفر کرده&zwnj;ایم.&nbsp;ده هزار نسل قبل&nbsp;ما دو قدم جلو رفته ایم و هنوز هم &laquo;انسان&raquo; مشاهده می&zwnj;کنیم،&nbsp;ولی نه به شکل قابل تشخیص امروزی.&nbsp;هفتاد و پنج هزار نسل قبل&nbsp;یا در واقع یک و نیم میلیون سال قبل&nbsp;دیگر انسانی مشاهده نمی&zwnj;کنیم.&nbsp;فقط یک میلیون و نیم نسل قبل&nbsp;جد ما، بیشتر شبیه به میمون&zwnj;های امروزی بوده است؛&nbsp;ولی هنوز جزو نخستیان است.&nbsp;پانزده میلیون نسل قبل پیش می رویم و جد ما بیشتر شبیه&nbsp;یک جونده درختی است تا یک میمون.&nbsp;بیایید به ۱۲۰ میلیون جد قبلتر برویم.&nbsp;این یعنی ما دوازده کیلومتر در این ستون&nbsp;به پایین رفته&zwnj;ایم.&nbsp;قطعا جد ما&nbsp;یک پستاندارِ غیر انسان&nbsp;مورچه&zwnj;خوار مانند است که هنوز جزو نخستیان نیست.
صد و شصت و پنج میلیون جدِ قبلتر، حتی یک پستاندار هم نیست.&nbsp;او یک مارمولک ماقبل تاریخ است که حتی قبل از دایناسورها وجود داشته . آن&zwnj;ها هم آلبوم مخصوص به خودشان را&nbsp;دارند&nbsp;و همچنین ستون عکس مخصوص به خودشان که&nbsp;در جایی به ستون عکس ما اضافه می&zwnj;شود.&nbsp;در واقع هر گونه، ستون مخصوص به خودش را دارد که&nbsp;در جایی از مسیر چند شاخه می&zwnj;شود.&nbsp;حال ما ۱۸۵ میلیون نسل قبلتر در کنار جد ماهی خود هستیم.&nbsp;آیا هیچ شباهتی بین ما و جد ماهی&zwnj;یمان مشاهده می&zwnj;کنید؟
پس اولین انسان کجای این ستون قرار دارد؟&nbsp;باید جواب بدهیم که : &laquo;هیچ انسان نخستینی وجود ندارد&raquo;. عکس&nbsp;شماره ۴۶۳۲&nbsp;یک انسان است و&nbsp;عکس شماره ۷۹۲۲۱&nbsp;یک هوموارکتوس.&nbsp;در هیچ نقطه خاصی&nbsp;یکی تبدیل به دیگری نشده است.&nbsp;هر عکسی که از این ستون بیرون بکشیم،&nbsp;خیلی شبیه عکس های مجاور خود است.&nbsp;هر نسل، گونه ی مشابه از نسل قبلی خود است و همچنین&nbsp;گونه ای مشابه با نسل بعد.
هومو ارکتوس ها، والدین هوموارکتوس دارند&nbsp;و همچنین فرزندانی هومو ارکتوس.&nbsp;ماهی ما هم&nbsp;مسلما پدرها و فرزندان ماهی دارد.&nbsp;شما به هیچ وجه نمی توانید لحظه ای را مشخص کنید که&nbsp;یک گونه تبدیل به گونه&zwnj;ی دیگری شده باشد.&nbsp;چرا که این هرگز اتفاق نیفتاده است.&nbsp;همان&zwnj;ط&zwnj;ور که شما قبلا کودک بوده&zwnj;اید و حالا پیرتر شده&zwnj;اید.&nbsp;ولی هیچ روز خاصی وجود ندارد که&nbsp;شما بعنوان یک کودک به رخت خواب رفته باشید و&nbsp;به&zwnj;عنوان یک انسان پیر بیدار شده باشید.
&nbsp;

&nbsp;
هیچ انسان نخستینی وجود ندارد.&nbsp;این به نظر یک پارادوکس است.&nbsp;به نظر می&zwnj;رسد که این دلیلی برای نقض تئوری فرگشت است.&nbsp;ولی این واقعا کلیدی برای&nbsp;فهم چگونگی فرآیند فرگشت است.&nbsp;فرگشت مثل یک فیلم اتفاق می&zwnj;افتد.&nbsp;فریم&zwnj;هایی که سریع و به ترتیب حرکت می&zwnj;&zwnj;کنند و&nbsp;ما اغلب تغییراتی که در حال رخ دادن است را&nbsp;مشاهده نمی&zwnj;کنیم.&nbsp;هر وقت ما یک فسیل پیدا می&zwnj;کنیم،&nbsp;در واقع عکسی از زمان گذشته یافته&zwnj;ایم.&nbsp;با در نظر گرفتن این مسئله که در این بین&nbsp;فریم&zwnj;های گم&zwnj;شده&zwnj;ی زیادی وجود دارد&nbsp;و ما مجبوریم تمام فیلم را بازسازی کنیم.&nbsp;زندگی در اصل همان چیزی است که در بین این عکس&zwnj;ها اتفاق می&zwnj;افتد.&nbsp;به جای اینکه یک جاده هموار باشد،&nbsp;یک سفر است روی پلکان&zwnj;ها که ما برای هر کدام نامی نهاده ایم.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 02:28:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>داستان سیب نیوتن و کشف گرانش</title>
<link>https://silentcity.loxblog.com/داستان-سیب-نیوتن-و-کشف-گرانش</link>
<guid>https://silentcity.loxblog.com/داستان-سیب-نیوتن-و-کشف-گرانش</guid>

<description><![CDATA[
&ldquo;روزی آیزاک نیوتون زیرِ درختِ سیبی نشسته بود که ناگهان و با اصابتِ یک سیب به سرش، جاذبه را کشف کرد&rdquo;
در عبارتِ مزبور، سه اشتباهِ اساسی (اما مصطلح) وجود دارد که به بررسیِ تک تک آنها می پردازیم:
یک: نخستین مطلبی که باید به آن توجه کنیم، این است که در علمِ فیزیک، نیرویی که دو جسم بواسطه ی جرمشان به هم وارد می کنند را نیروی گرانشی، و نیرویِ گرانشی ای که زمین به اجسام وارد می کند، نیروی گرانی می نامیم. بنابراین، گرانی که ترجمه ی عبارتِ گراویتی است، نوعی نیرویِ گرانشی (گراویتیشن) بوده که مختصِ زمین است. بکار بردنِ عبارتِ جاذبه، به چند دلیل نادرست و نادقیق است: اول از همه، ما زمانی از جاذبه سخن می گوییم که دافعه ای وجود داشته باشد. در حالیکه در موردِ نیرویِ گرانشی، دافعه ای در کار نیست. دوم، عبارت جاذبه، به تنهایی نمی تواند تفاوتِ میانِ گرانش و گرانی را نشان دهد و سوم، هنگامی که از جاذبه سخن می گوییم، مشخص نمی شود که آیا مقصودمان جاذبه ی الکتریکی ست یا جاذبه ی مغناطیسی و یا جاذبه ی گرانشی. بنابراین، به منظورِ اشاره ی صریح و دقیق، بهتر است از اصطلاح جاذبه ی گرانشی استفاده کنیم. 
دوم- داستان سُرایی در موردِ دانشمندان و رویدادهایِ تاریخِ علم، پدیده ی تازه ای نیست و در بسیاری موارد، نقش پلی ارتباطی میان عوام و دانشمندان را ایفا می کند (از جمله شایعات و داستانهایی که برای گالیله و نیوتون و اینشتین ساخته شده اند) .از همین نقطه نظر، بزعم برخی دانشمندان این افسانه پردازی ها مفید هم هستند، چرا که می توانند وادیِ علم و دانش را (که در حالت عادی، ممکن است خسته کننده و خشک و جدی جلوه کند)، جذابتر و هیجان انگیز تر کنند. اما مشکلِ اساسی ای که اینگونه رویاپردازی ها در پی دارند، نادیده گرفتنِ بسیاری از واقعیتهایِ علمی ست که در نهایت موجب کژفهمی و ساده انگاریِ مخاطب می شود. با بیانِ داستانِ احتمالا تخیلیِ نیوتون و سیب، از منظری، تمامِ تلاشهایِ طاقت فرسا و شبانه روزیِ او، به همراه ذهن کنجکاو و مغز متفکرش را نادیده می گیریم و خواسته یا ناخواسته، به مخاطب این حس را القا می کنیم که اگر او هم در آن لحظه ی تاریخی، بجایِ نیوتون زیرِ درخت می نشست، می توانست پرده از اسرارِ طبیعت بردارد، اما حیف که نیوتون خوش شانس تر بوده! البته نیوتون در اواخر عمر، مدعی شد که مشاهده ی سقوطِ یک سیب از درخت، برایِ او الهام بخش بوده، اما چگونگی و کیفیتِ این مهم، با آنچه در داستان آمده، از اساس متفاوت است.  سوم- نیوتون گرانش (گرانی) را کشف نکرد. بدونِ شک انسانها از دیرباز با چنین نیرویی آشنا بوده اند (هر چند که قرار نبوده درکِ فیزیکیِ ما و نیوتون را از مفهوم نیرو داشته باشند!). بنابراین، گرانش چیزی نبود که کشفِ آن تا قرون هفدهم و هجدهم به طول بیانجامد. با این تفاسیر، نیوتون چه کرد و شهرتِ او معلولِ چیست؟ تا پیش از نیوتون و در وانفسایِ سیطره و نفوذِ فیزیک ارسطویی، تصورِ غالب بر این بود که قوانینی که رویِ زمین (عالم پست) حاکمند، با قوانینی که عالمِ بالا (ستارگان) را اداره می کنند، بسیار متفاوتند. در ضمن، ستارگان و سیارات، در مسیری دایروی، حرکت بی نقصی دارند که این حرکت، نیازی به توضیح ندارد. اما نیوتون نشان داد همان مفاهیمی که بر رویِ زمین و برایِ اجسامی زمینی بکار می بریم، در موردِ عالم بالا نیز صادقند. به عنوانِ مثال، نیوتون اعتقاد داشت که نیرو، عامل تغییر حرکت است و تغییر حرکت، در راستای نیروی اعمال شده است و چنانچه نیرویی به جسم وارد نشود، جسم در مسیر مستقیم حرکت خواهد کرد. بنابراین، او بیان کرد که سیارات و ستارگان نیز از این قاعده مستثنا نیستند و اتفاقا حرکتِ دایرویِ ماه و سیارات، نیاز به توضیح دارد و این توضیح، همان نیروست. در ادامه، نیوتون حرکت ماه را در نظر گرفت و سقوطِ یک سیب را با حرکت ماه مقایسه کرد. وی به این نتیجه رسید که همان نیرویی که موجبِ افتادنِ سیب بر رویِ زمین می شود، موجب گردشِ ماه به دور زمین نیز می گردد. به عبارتِ دیگر، همانگونه که حرکت سیب به سویِ زمین، سقوط آزاد است، حرکتِ ماه پیرامونِ زمین نیز نوعی سقوط آزاد محسوب می شود.(سقوط آزاد، حرکتی ست که صرفا تحت تاثیر گرانی باشد). بنابراین، ماه در هر لحظه در حالِ سقوط است؛ سقوط نه بر روی زمین، که حول زمین. بر همین مبنا، او قانون جهانیِ گرانش خود را به شکلی ساده اما اساسی عرضه کرد؛ قانونی که برایِ تمامیِ اجرام (زمینی و آسمانی) صدق می کند و نیرویِ جاذبه ی گرانشی میانِ دو جسم را توضیح می دهد (چه آنرا در موردِ دو مداد بکار ببریم و چه در مورد دو ستاره).]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 02:28:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قدرت علمی موسیقی</title>
<link>https://silentcity.loxblog.com/قدرت-علمی-موسیقی</link>
<guid>https://silentcity.loxblog.com/قدرت-علمی-موسیقی</guid>

<description><![CDATA[
خواه ولفگانگ آمادئوس موتسارت باشد، یا جونی میچل، ادل یا تازه کارهایی&nbsp;مثل فرانک اوشن، موسیقی قدرتمند است و در طول تاریخ در تمامی فرهنگ&zwnj;ها وجود داشته است. اما چرا انسان&zwnj;ها موسیقی را تا این حد اعتیادآور و لذت بخش می&zwnj;یابند؟&nbsp; 

انسان&zwnj;ها لذت را از طریق محرک&zwnj;های زیادی مانند غذا و مواد مخدر تجربه می&zwnj;کنند اما از آنجایی که بسیاری از این محرک&zwnj;ها برای بقای انسان حیاتی هستند، بدن سیستمی ایجاد کرده که در آن چنانچه آن&zwnj;ها را برطرف کنید به شما پاداش می&zwnj;دهد. چیزی که در واقعیت اتفاق می&zwnj;افتد این است که یک انتقال دهنده عصبی به نام دوپامین در مغز شما پخش می&zwnj;شود. دوپامین یک عنصر شیمیای است که مسئول ایجاد احساس خوب در شماست. وقتی که دوپامین بعنوان یک پاداش برای مثلا یک وعده غذای لذیذ یا بردن یک جایزه بزرگ آزاد می&zwnj;شود، انتقال&zwnj;دهنده عصبی سبب ایجاد یک حس خوشایند و رضایت می&zwnj;گردد.
مواد مخدر، مانند کوکائین، از همین شیوه بهره می&zwnj;برند و مقدار دوپامین را افزایش می&zwnj;دهند یا به نوعی مانع از بین رفتن آن می&zwnj;شوند و این در نهایت باعث تحریک پیوسته یاخته&zwnj;های عصبی شما می&zwnj;شود و برای لحظاتی لذت بسیار زیادی را ایجاد می&zwnj;کند.
موسیقی توانایی ایجاد نوعی از هیجان و برانگیختگی را دارد که باعث گشاد شدن مردمک چشم، بالا رفتن فشار خون و برانگیخته شدن مغز در نواحی شنوایی، حرکتی و حسّی می&zwnj;شود و با اینکه موسیقی به طور مستقیم فایده حیاتی برای ما ندارد، این واکنش احساسی باعث آزاد شدن احساسِ خوبِ شیمیاییِ دوپامین می&zwnj;شود. هرچند یک استدلال تکامل یافته دقیق وجود ندارد، اما این حقیقت شگفت انگیز باقی می&zwnj;ماند که موسیقی از لحاظ شیمیایی بدن ما را دگرگون می&zwnj;کند و باعث می&zwnj;شود که ما احساس فوق&zwnj;العاده&zwnj;ای داشته باشیم.
به همان طریقی که یک ماده مخدر با افزایش دوپامین شما را در یک میل به مصرف بیشتر باقی می&zwnj;گذارد، موسیقی هم اعتیاد آور می&zwnj;شود. دوپامین به بدن شما می&zwnj;گوید که پاداش گرفته و همین باعث ایجاد اشتیاق به جستجوی بیشتر آن می&zwnj;شود. اگرچه لذت موسیقی امری کاملا شخصی است و با فرهنگ و تجربه شخص در&zwnj;هم&zwnj;تـنیده است، آثار شیمیایی آن در تمام نژادهای انسان ها ثابت است، یک مخدر شادی&zwnj;آور طبیعی و کامل!]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 02:28:01 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چرا کنار آتش نشستن لذت بخش است؟</title>
<link>https://silentcity.loxblog.com/چرا-کنار-آتش-نشستن-لذت-بخش-است</link>
<guid>https://silentcity.loxblog.com/چرا-کنار-آتش-نشستن-لذت-بخش-است</guid>

<description><![CDATA[

همه&zwnj;ی&nbsp;ما&nbsp;برای یک بار هم که شده&nbsp; لذت دور آتش نشستن&zwnj; را تجربه کرده&zwnj;ایم. از &nbsp;آتش چهارشنبه سوری گرفته تا سیزده به در و آتش بزرگ با ساحل و سوسیس کبابی. واقعا آرامش بخش است، نه؟ در فرهنگ&zwnj;های و رسوم مختلف و به خصوص در فرهنگ ایران باستان آتش نقش ویژه&zwnj;ای ایفا می&zwnj;کند و امری قدسی به شماری می&zwnj;رود. این علاقه انسان به آتش تا حدی قوی بوده که در بسیاری از فرهنگ آتش پرستیده می&zwnj;شده یا حداقل یکی از ارکان اصلی چنین فرهنگ&zwnj;هایی بوده. ولی شاید از خود بپرسید که علاقه زیاد انسان به&zwnj; آتش فقط جنبه&zwnj;ای خرافی دارد و یا با علم نیز می&zwnj;توان توجیهی منطقی برای آن پیدا کرد؟
تماشای یک آتش گرم و نرم مسحور کننده است، چه در اردوگاه باشد چه در کنار شومینه&zwnj;ی خانه.&nbsp;ولی تماشای آتش ممکن است واقعا برای شما مفید باشد.&nbsp;در برخی کشورهای اروپایی رسم است که در ایام کریسمس کُنده&zwnj;ی بزرگی را&nbsp;آتش می&zwnj;زنند.&nbsp;آتش اردوگاه در ایام تابستان عالی است و&nbsp;روش خوبی برای دور هم بودن است.&nbsp; مهار آتش توسط انسان&zwnj;ها در&nbsp;عهد عتیق&nbsp;حتی از اختراع چرخ هم&nbsp;مهم&zwnj;تر بوده است.
پژوهشی در روانشناسی فَرگَشتی منتشر شده که فرضیه&zwnj;ای را مطرح کرد مبنی بر&nbsp;این که انسان به صورتی فَرگَشت یافته است که نشستن کنار آتش برایش مفید باشد.&nbsp;آتش به گرما، نور، امنیت، غذا و قدرت مرتبط است. در دوران باستان آتش می&zwnj;توانست در زنده نگه داشتن شما&nbsp;نقش داشته باشد، و همچنین نوعی از زیبایی و راهی برای ژرف&zwnj;اندیشی را ارائه می&zwnj;داده. محققین دانشگاه آلاباما&nbsp;از ۲۲۶ بزرگسال خواستند که ویدئویی از یک شومینه را تماشا کرده و تجربیاتشان را گزارش کنند.&nbsp;آن&zwnj;ها از ویدئوی آتشی استفاده کردند که با صدای ترق تروق در حال سوختن بود و به طور متوسط ،&nbsp;فشار خون شرکت کننده ها ۵٪ کاهش یافت! هرچه شرکت کننده&zwnj;ها بیشتر آتش را تماشا می&zwnj;کردند، فشار خونشان&nbsp;پایین&zwnj;تر می&zwnj;آمد.
روانشناسان فَرگَشتی باور دارند که&nbsp;این مسئله مربوط به رفتار اجتماعی انسان&zwnj;ها در زمان&zwnj;های بسیار دور است.&nbsp;باستان شناسان هومو اِرِکتوس (انسان راست قامت) را اولین انسانی دانسته&zwnj;اند که حدود دو میلیون سال پیش&nbsp;از آتش استفاده کرد. از نقطه نظر فَرگَشتی، انسان&zwnj;هایی که در دوران باستان دور آتش وقت می گذراندند&nbsp;نه تنها از امنیت و گرمای آن بهره&zwnj;مند بودند بلکه می&zwnj;توانستند غذا بپزند، و پختن غذا&nbsp;ما را از دیگر نخستی&zwnj;سانان جدا کرد و موقعیت را برای رشد بیشتر مغز فراهم کرد. پختن غذا&nbsp;انرژی لازم برای گوارش را کمتر کرده و ریسک بیماری&zwnj;های ناشی از مصرف مواد غذایی را کاهش می&zwnj;دهد&nbsp;و همچنین زمان نگهداری مواد غذایی را افزایش داده و بسیاری فواید دیگر.
آتش اولین نمونه استفاده&zwnj;ی انسان&nbsp;از نور مصنوعی برای گسترش طول روز است. انسان&zwnj;شناسان به این نکته اشاره دارند که وقتی تاریکی&nbsp;شروع می شود، بیشتر حیواناتی که در طول روز فعالیت دارند به خواب می روند و موجودات شب&zwnj;زی بر زمین مسلط می&zwnj;شوند.&nbsp;اما با استفاده از آتش، هومو اِرِکتوس (انسان راست قامت) و فرزندش می&zwnj;توانستند تا دیروقت بیدار بمانند، ابزار بسازند،&nbsp;پیوند اجتماعی بیشتری برقرار کنند و وضعیت زندگیشان را بهبود ببخشند!
ازهمه مهم&zwnj;تر تأثیر آتش بر&nbsp;مرحله&zwnj;ای از خواب که بدن در حالت خواب عمیق به سر می برد ولی&nbsp;مغز بیدار است و چشم ها حرکات سریع دارند (خواب REM) است.&nbsp;بوزینه&zwnj;ها و میمون&zwnj;ها فقط به اندازه ی ۱۵ درصد از کل خواب شبشان را در این حالت سپری می&zwnj;کنند در حالی که این عدد در انسان های امروزی حدود ۲۵ درصد است.&nbsp;نزدیک آتش بودن به معنی خواب پیوسته است، چون آتش حیوانات درّنده را دور می&zwnj;کرده و به هومو اِرِکتوس اجازه&zwnj;ی خواب بهتری را&nbsp;می&zwnj;داده است که باعث تقویت حافظه درازمدت آن&zwnj;ها، داشتن رویاهای واضح تر و همچنین&nbsp;ایجاد خاطرات رَویّه&zwnj;ای می&zwnj;شده است. داشتن چنین حافظه بلند مدتی باعث یادگیری و ادراک بهتر در آن&zwnj;ها شد که در مجموع&nbsp;باعث تولید انواع ابزارها و شکل&zwnj;گیری طرح&zwnj;های پیچیده شد.
ما دور آتش&zwnj;ها متحد می&zwnj;شدیم، پس&nbsp;بودن در کنار آتش به معنی امنیت بود.&nbsp;احتمالاً به مرور زمان بین انسان&zwnj;ها و آتش نوعی همبستگی شکل گرفته و آتش با مفهوم خانه و امنیت گره خورده است. پس&nbsp;می&zwnj;توان احساس عمیق آرامش ما را زمانی که آتش را می&zwnj;بینیم، می&zwnj;شنویم و گرمایش را احساس می&zwnj;کنیم به این روش توضیح داد.&nbsp;صدا و بو، گرما و نور نقش بزرگی در هدایت ما به سمت مدرنیته داشته اند.]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 02:28:01 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

